جلال جلالى زاده

37

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )

را براى ديگرى نقل مىنمايند و براى هريك از اين دو صورت دو قول حاصل مىشود ، منصوص و مخرّج ، منصوص اولى مخرج دومى و منصوص دومى مخرج اولى است و هنگامى كه مىگويند : دو قول با نقل و تخريج وجود دارد يعنى منصوص اين مسأله به ديگرى منتقل شده و در آن تخريج يافته است و نيز برعكس . ولى اصح آن است كه قول مخرّج جز به‌طور مقيّد به امام شافعى نسبت داده نمىشود زيرا اگر در آن دقت شود تفاوت آشكارى در بين آنها ديده مىشود . قديم - جديد اگر بگويند جديد ، قديم خلاف آن و اگر بگويند ، قديم ، جديد خلاف آن است . مراد از قول قديم ، اقوالى است كه امام شافعى در عراق قبل از انتقال به مصر بيان كرده است كه مشهورترين راويانش : احمد بن حنبل زعفرانى ، كرابيسى و ابو ثور هستند و امام شافعى از اقوال قديم خود عدول كرده و گفته است : كسى كه قول قديم را از من روايت كند او را حلال نمىكنم . ماوردى گفته است : امام شافعى همه كتابهاى قديميش را جز بحث صداق تغيير داده است . برخى از جاها را حذف و برخى را اضافه كرده است اما آنچه كه در مذهب شافعى مدار فتوا است مذهب جديد او است ، جز در نوزده مسأله از مذهب قديم عدول كرده است . 1 - مسأله تثويب در أذان صبح در قديم مستحب بود 2 - دورى از نجاست در آب زياد در قديم شرط نبود 3 - قرائت سوره در دو ركعت أخير در قديم مستحب نبود 4 - جواز إستنجا با سنگ در خارج از مخرج در قديم 5 - عدم نقض وضو با لمس محارم در قديم 6 - عدم نجاست آب جارى جز